وصیت نامه شهید روح الله قربانی و شهید قدیر سرلک

وصیت نامه شهید قدیر سرلک
با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد (صلی الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و با احترام وصیت‌نامه خود را اینگونه می‌نویسم:
کاش صحبت‌های حاج احمد کاظمی سر لوحه کار امثال بنده که خادمی مجموعه‌ای را عهده‌دار شدیم قرار گیرد.
کاش وصیت شهدا که قاب اتاق‌های ما را اشغال کرده، دلمونو اشغال می‌کرد،
کاش صحبت‌های ولی امر مسلمین که سرلوحه روزمره‌مون شده سرلوحه اعمال‌مون می‌شد،
کاش دل حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) با اعمال ما خون نمی‌شد.
کاش مهدی (عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشریف) فاطمه (سلام‌الله علیها) با اعمال ما ظهورش به تأخیر نمی‌افتاد.
دیشب خواب امام “قدس سره شریف” را دیدم، دیدم سر پل صراط ایستاده و با همان خضوع همیشگی داره رد میشه، صدا زدم جلوشو گرفتم گفتم چه جوریه شما راحت رد می‌شید؟ پس ما چی؟
فرمود: اینجا دیگه اعمال دنیوی شماست که به کارتون میاد.
خلاصه نتونستم رد بشم تو ذهن خودم که من آدم خوبی هستم ولی در عمل نه.
نمی‌دونم چقدر توشه برای پل صراط گذاشتم.
فقط به کرمش امیدوارم و دعای خیر آدم‌هایی که تا تونستم  به قول گفته حاج آقا کارشون رو طبق قانون و کار خیر راه انداختم. امیدوارم دعام کنند.
امیدوارم اون‌هایی که تو آموزش از من سختی می‌دیدند من رو حلال کنند. فقط به خاطر خودشون بوده و بس.
فکرم مشوشه، تازه از هیأت امام جواد (علیه‌السلام) اومدم. سر سفره آقا بودم. غسل شهادتم گرفتم امیدوارم فردا ردیف بشه بروم به آرزوی چند ده ساله‌ام برسم…
وصیت نامه شهید روح الله قربانی
بسم الله الرحمن الرحیم
أشهد أن لا إله إلا الله و أشهد أن محمد رسول الله و أشهد أن علی ولی الله و الأئمة المعصومین من ذریته الحسین الی حجه الله ان … انهم و الحجه علیهم.
إن الدین حق و کتاب الحق و المیزان حق لاریب فیه.
همسر عزیزم، پدرم، خواهرم، برادرم و بقیه دوستانم؛
اگر شهید شدم یک کلام حاج آقا مجتبی به نقل از علی (ع) که می گفتند منتهی فضل الهی، تقوی است. شهادت خوب است اما تقوی بهتر است. تقوایی که در قلب است و در رفتار بروز پیدا می کند، فکر نکنم مال یک روز باشد. شاید یک روزه هم باشد ولی حاج آقا می گفت پی ساختمان، فنداسیون آن است.
چیزی که نمی دانید ، عمل نکنید . ادای کسی را در نیاورید . بدون علم درست ، وارد کاری نشوید ؛ مخصوصا دین . اول واجبات ، بعد مستجبات مؤکد ، مثل کمک به پدر و مادر و دور و بری ها ؛ نه حج و کربلا صدبار بدون این کارها . هیئت و زیارت با توجه به نیاز با توجه به دین و سیدالشهدا (ع) ، مستثنی است و فقط قال الله: أفضل الأعمال بر والدین و أولادها .
مادر، از تو متشکرم وقتی تحلم کردی ، وقتی با اسم ارباب شیرم دادی ، وقتی دعا کردی شهید شوم . وقتی بابام عراق و سوریه و اردوگاه و جنگ و کمیته و بوسنی ، پاکستان و افغانستان ، جنوب ، غرب و شرق بود و تو ما را بزرگ کردی ، تنها و سخت . إن شاءالله همیشه پیرو بی بی باشی .
إن شاءالله با شهادتم شفاعتت کنم . دوست دارم ، وقتی که بهم شیر می دادی ، وقتی که بهم نماز یاد می دادی ، وقتی می فرستادیم هیئت پابرهنه ، وقتی می فرستادیم ایستگاه صلواتی ، وقتی که باهام درس هایم را مرور می کردی ، ازم می پرسیدی ، که هیچ مادری این کارها را نمی کرد یا هیچ مادری تنهایی نمی کرد یا هیچ کدوم روزی ۵۰ بار نمی کرد . به زینب گفتم مثل تو غضروف نخوره و استخوان میک بزنه و گوشتا رو دهن ما بذاره ، باشه که إن شاءالله دو روز سایه اش بیشتر بالای سر ما باشد .
سر خاک مادرم بروید . علی و فائزه شما دو تا مخصوص . حالم نداشتید بروید ، حاجت بگیرید آروم شوید . من را کنار مادرم دفن کنید که هر چی دارم از مادر و پدرم است . بابا را همون جا بگذارید . خواهرم را هم همین طور تا همه دور هم باشیم إن شاءالله امام زمان(عج) هممون را با هم قبول کند .
خوبی مامان ، سختی تو و زحمت های بابا و … زینب منم پیش من خاک کنید . عشقم که سخت ترین موقع ها به دادم رسید ، آرومم کرد ، قبولم کرد ، دوستم داشت همه چیز . من دوست دارم . یادم باشه که چند روز بیشتر زنده نیستم و چند باری بیشتر پیش نمیاد که کسی از من چیزی بخواد و منم بتونم کمکش کنم و بعد من با کمال میل به آخرت این کار را بکنم . باشه که خدا هم خوشش بیاد . من اونی نیستم که بگم برای خدا کاری می کنم .
بیشتر برای خوف و عقاب ، ولی نمی دانم پدر و مادرم چکار کردن ، خدا چی می خواست . حضرت زهرا(س) چی دوست داشته که امام علی(ع) و بچه هایش و رسول الله(ص) این جوری تو دلم هستن . شاید خیلیشم به خاطر چیزهایی که تو زندگی ازشون گرفتم . (همه وصیت نامه هاشون را خوش خط می نویسن ولی من خوش خط نبودم که بخواهم خط خوش نشان بدهم) دوست داشتم از همون اول لاتی تا کرده بودم و اون چند روز آقاجونی هم نداشتم….